تاریخ تهیه گزارش: ۱۸ اکتبر ۲۰۲۶ (۲۶ مهر ۱۴۰۵)
خبرگزاری مرجع: رویترز (Reuters)

چکیده خبر

اقتصاد ایران در پاییز ۲۰۲۶ با کاهش شدید ارزش پول ملی، تورم بالا و محدودیت‌های فزاینده در صادرات نفت روبه‌رو شده است. رویترز در گزارشی که ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ منتشر کرد، نوشت ارزش ریال از ماه ژوئیه تقریباً ۳۵ درصد در برابر دلار کاهش یافته و تورم سالانه ایران در سپتامبر به ۷۳٫۶ درصد رسیده است.

هم‌زمان، داده‌های شرکت اطلاعات انرژی ورتکسا که رویترز به آن استناد کرده، نشان می‌دهد صادرات دریایی نفت خام ایران از هفته دوم سپتامبر به صفر رسیده و تا ۵ اکتبر در همین سطح باقی مانده بود.

در واکنش به این شرایط، عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، ادعاهای آمریکا درباره فروپاشی اقتصاد ایران را رد کرد. او مهار تورم، تثبیت انتظارات تورمی، حفظ ثبات مالی و تأمین ارز برای دارو و کالاهای ضروری را از اولویت‌های بانک مرکزی دانست.

منبع اصلی: رویترز، ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶ ـ رئیس بانک مرکزی ایران ادعاهای فروپاشی اقتصادی را رد کرد

 

۱. سقوط ریال؛ نشانه‌ای از فشار هم‌زمان بر بازار ارز و اقتصاد واقعی

رویترز در گزارش ۳ اکتبر ۲۰۲۶ خود اعلام کرد که نرخ دلار در بازار آزاد ایران به حدود ۲ میلیون و ۶۸۸ هزار ریال رسیده است؛ در حالی که این رقم در روز قبل حدود ۲ میلیون و ۶۳۲ هزار ریال بود.

این گزارش همچنین از کاهش بیش از ۵۰ درصدی ارزش ریال در طول یک سال خبر داد.

برای درک این ارقام باید توجه داشت که هر دلار با نرخ اعلام‌شده در آن گزارش، معادل حدود ۲۶۸ هزار و ۸۰۰ تومان بوده است. این نرخ مربوط به بازار آزاد است و با نرخ‌های رسمی یا ترجیحی تفاوت دارد.

افت ارزش ریال صرفاً یک تغییر در تابلوهای صرافی نیست. کاهش ارزش پول ملی می‌تواند هزینه تأمین کالاهای وارداتی و مواد اولیه تولید را بالا ببرد، فشار بیشتری بر بودجه خانوارها وارد کند و تصمیم‌گیری درباره سرمایه‌گذاری و پس‌انداز را دشوارتر سازد.

رویترز گزارش داده است که بخشی از مردم برای محافظت از پس‌انداز خود به خرید دلار، ارزهای خارجی دیگر و طلا روی آورده‌اند. این رفتار می‌تواند تقاضا برای دارایی‌های جایگزین را افزایش دهد، هرچند میزان اثر آن بر نرخ ارز به شرایط بازار و سیاست‌های دولت نیز بستگی دارد.

منبع: رویترز، ۳ اکتبر ۲۰۲۶ ـ سقوط ریال و مداخله ارزی بانک مرکزی

 

۲. تورم ۷۳٫۶ درصدی؛ چرا این رقم اهمیت دارد؟

طبق آمار مرکز آمار ایران که رویترز در ۱۴ اکتبر منتشر کرد، نرخ تورم سالانه در سپتامبر ۲۰۲۶ به ۷۳٫۶ درصد رسید.

تورم سالانه، تغییر میانگین شاخص قیمت‌ها در دوازده ماه منتهی به دوره گزارش را اندازه می‌گیرد. بنابراین، این رقم به معنای آن نیست که تمام کالاها در یک ماه ۷۳٫۶ درصد گران شده‌اند.

با این حال، تورم در چنین سطحی به معنای فشار گسترده بر قدرت خرید است. اگر حقوق و دستمزدها با سرعتی کمتر از افزایش هزینه‌های زندگی رشد کنند، خانوارها ناچار می‌شوند سهم بیشتری از درآمد خود را صرف نیازهای ضروری کنند یا از خرید برخی کالاها و خدمات صرف‌نظر کنند.

تأثیر این شرایط برای همه گروه‌ها یکسان نیست. خانوارهای کم‌درآمد، مستأجران، بازنشستگان و افرادی که درآمد ثابت دارند، ممکن است در برابر افزایش سریع هزینه‌ها آسیب‌پذیرتر باشند.

برای کسب‌وکارها نیز تورم بالا می‌تواند برنامه‌ریزی مالی، تعیین قیمت، تأمین مواد اولیه و حفظ سرمایه در گردش را دشوار کند.

منبع: رویترز، ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶

 

۳. کاهش صادرات نفت؛ حلقه اتصال تحریم‌ها به بحران ارزی

یکی از جدی‌ترین بخش‌های گزارش‌های اخیر رویترز، وضعیت صادرات نفت ایران است.

بر اساس گزارش این خبرگزاری در ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶، داده‌های ورتکسا نشان می‌داد محدودیت‌های آمریکا صادرات دریایی نفت خام ایران را در اکتبر به صفر رسانده است. این وضعیت پس از افت شدید صادرات در سپتامبر رخ داد.

اهمیت موضوع در آن است که درآمدهای نفتی یکی از منابع اصلی تأمین ارز خارجی ایران محسوب می‌شوند. اگر فروش نفت و امکان دریافت درآمد حاصل از آن محدود شود، تأمین ارز برای واردات و انجام پرداخت‌های بین‌المللی دشوارتر خواهد شد.

این وضعیت می‌تواند چند پیامد زنجیره‌ای داشته باشد:

۱. کاهش عرضه ارز در دسترس اقتصاد.

۲. افزایش دشواری تأمین ارز برای واردات کالاهای ضروری و مواد اولیه.

۳. افزایش فشار بر بازار آزاد ارز و انتظارات تورمی.

۴. افزایش هزینه تولید در صنایعی که به قطعات یا مواد اولیه خارجی وابسته‌اند.

۵. محدودتر شدن فضای سیاست‌گذاری دولت و بانک مرکزی.

با این حال، صفر شدن صادرات دریایی در یک بازه مشخص، لزوماً به معنای توقف تمام فروش نفت از همه مسیرها نیست. برای ارزیابی دقیق‌تر باید فروش غیرمستقیم، ذخایر نفتی، مسیرهای جایگزین و میزان درآمد واقعاً وصول‌شده نیز بررسی شوند.

منبع: رویترز، ۱۳ اکتبر ۲۰۲۶ ـ گزارش درباره صفر ماندن صادرات دریایی نفت ایران

 

۴. واکنش عبدالناصر همتی؛ آیا بانک مرکزی می‌تواند از سقوط بیشتر ریال جلوگیری کند؟

عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، در نشست صندوق بین‌المللی پول در بانکوک، ادعاهای آمریکا مبنی بر فروپاشی اقتصاد ایران را رد کرد.

طبق گزارش رویترز در ۱۴ اکتبر، او اعلام کرد بانک مرکزی بر مهار تورم، تثبیت انتظارات تورمی، حفظ ثبات مالی و استمرار خدمات بانکی و پرداخت تمرکز دارد. تأمین ارز برای دارو و سایر کالاهای ضروری نیز از اولویت‌های اعلام‌شده بود.

بانک مرکزی ایران در اواخر سپتامبر برنامه‌ای برای فروش حداکثر دو میلیارد دلار از طریق بانک‌های دولتی آغاز کرده بود تا از ریال حمایت کند.

ارزیابی اقتصادی این سیاست

مداخله ارزی می‌تواند در کوتاه‌مدت عرضه دلار را افزایش دهد و از شدت نوسان بازار بکاهد. اما موفقیت پایدار آن به چند عامل وابسته است:

  • میزان واقعی منابع ارزی در دسترس بانک مرکزی؛
  • تداوم درآمدهای صادراتی؛
  • شدت تقاضا برای ارز؛
  • اعتماد عمومی به سیاست‌های اقتصادی؛
  • انتظارات مردم و بنگاه‌ها درباره نرخ ارز و تورم.

اگر فشار بر درآمدهای ارزی ادامه پیدا کند و انتظارات تورمی تغییر نکند، تزریق ارز به‌تنهایی ممکن است برای تثبیت پایدار بازار کافی نباشد.

در مقابل، بهبود دسترسی به درآمدهای صادراتی، کاهش نااطمینانی و ایجاد سیاست اقتصادی قابل پیش‌بینی می‌تواند به کاهش فشار بازار کمک کند.

بنابراین، سخنان همتی را باید هم به‌عنوان اعلام اولویت‌های سیاست‌گذار پولی و هم تلاشی برای مدیریت انتظارات بازار ارزیابی کرد؛ نه تضمینی برای توقف افت ریال.

منبع: رویترز، ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶

 

۵. مواضع مقام‌های آمریکایی؛ فشار اقتصادی به‌عنوان ابزار سیاست خارجی

در گزارش‌های رویترز، مقام‌های دولت آمریکا تحریم‌ها و محدودیت‌های صادرات نفت را بخشی از راهبرد فشار اقتصادی بر ایران معرفی کرده‌اند.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، در اظهاراتی که رویترز در ۱ سپتامبر ۲۰۲۶ گزارش کرد، گفت ایران به دلیل از دست دادن جنگ اقتصادی تحت فشار قرار گرفته است. در مقابل، همتی تأکید کرده بود که ایران منابع ارزی کافی دارد و ادعاهای فروپاشی اقتصادی را نوعی جنگ روانی توصیف کرده بود.

این اختلاف موضع، دو برداشت متفاوت از وضعیت اقتصاد ایران را نشان می‌دهد:

  • برداشت دولت آمریکا: محدود کردن منابع درآمدی و پیوندهای مالی ایران می‌تواند توان اقتصادی و قدرت چانه‌زنی تهران را کاهش دهد.
  • برداشت بانک مرکزی ایران: با وجود تحریم‌ها و دشواری‌های معیشتی، کشور همچنان ظرفیت مدیریت اقتصادی و تأمین نیازهای ضروری را دارد.

در ارزیابی این دو موضع، باید میان هدف اعلام‌شده سیاست تحریمی و نتیجه اقتصادی واقعی آن تفاوت قائل شد. افت ارزش ریال و تورم بالا نشان‌دهنده فشار جدی هستند، اما به‌تنهایی مشخص نمی‌کنند که این فشار چه زمانی یا با چه نتیجه سیاسی به پایان خواهد رسید.

منبع: رویترز، ۱ سپتامبر ۲۰۲۶ ـ ایران می‌گوید با وجود تحریم‌ها ارز کافی دارد

 

۶. تحلیل اقتصاددان ایرانی در گزارش رویترز؛ فشار بر قدرت خرید مردم

رویترز در گزارشی تصویری درباره افت ارزش ریال در اکتبر ۲۰۲۶، اظهارات احسان ذاکرنیا، اقتصاددان، را منتشر کرد.

او توضیح داد که بیشتر مردم ایران درآمد ریالی دارند و افزایش نرخ دلار، هزینه کالاهایی را که به ارز خارجی وابسته‌اند، بالا می‌برد. به گفته او، در شرایطی که درآمد خانوارها ثابت یا محدود است، افزایش هزینه کالاهای ضروری به قدرت خرید، تأمین مسکن و توانایی خانواده‌ها برای تأمین نیازهای روزمره آسیب می‌زند.

ذاکرنیا همچنین هشدار داد که اگر شرایط ادامه یابد، فشار اقتصادی ممکن است به سطحی برسد که تحمل آن برای مردم دشوارتر شود.

اهمیت این تحلیل

نکته اصلی این است که کاهش ارزش ریال تنها مسئله‌ای مربوط به بازار ارز نیست. این تغییر، در صورت انتقال به قیمت کالاها و خدمات، بر سطح زندگی اثر می‌گذارد.

در چنین شرایطی، حتی اگر درآمد اسمی یک خانوار کاهش پیدا نکند، ممکن است درآمد واقعی آن کمتر شود؛ یعنی همان درآمد بتواند کالاها و خدمات کمتری بخرد.

این وضعیت همچنین می‌تواند تقاضای مصرفی را کاهش دهد. اگر مردم بخش بیشتری از درآمد خود را برای خوراک، اجاره و درمان هزینه کنند، منابع کمتری برای خرید کالاهای بادوام، آموزش، تفریح و سایر خدمات باقی می‌ماند. کاهش تقاضا می‌تواند به نوبه خود بر فروش و فعالیت بنگاه‌ها اثر بگذارد.

این زنجیره، یکی از مسیرهایی است که از طریق آن تورم و افت ارزش پول ملی می‌توانند به رکود اقتصادی دامن بزنند.

منبع: رویترز کانکت ـ گزارش تصویری درباره افت ریال و فشار بر خانوارها، اکتبر ۲۰۲۶

 

۷. اثرات احتمالی بحران ایران بر بازارهای جهانی

بحران ارزی ایران به‌تنهایی تعیین‌کننده اقتصاد جهان نیست، اما اگر محدودیت‌های صادرات نفت با تنش‌های گسترده‌تر منطقه‌ای همراه شوند، ممکن است بر بازار انرژی و انتظارات سرمایه‌گذاران اثر بگذارند.

رویترز در ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ گزارش داد که افزایش تنش‌های خاورمیانه و نگرانی سرمایه‌گذاران، تقاضا برای دلار آمریکا را به‌عنوان دارایی امن تقویت کرده است. همان گزارش از افزایش قیمت نفت برنت به حدود ۱۰۷ دلار در هر بشکه در پی تحولات منطقه‌ای خبر داد.

این داده‌ها نشان می‌دهند که تنش منطقه‌ای می‌تواند هم‌زمان بر بازار ارز و انرژی اثر بگذارد؛ با این حال، افزایش قیمت نفت را نمی‌توان صرفاً به بحران اقتصادی ایران نسبت داد، زیرا حملات، نگرانی‌های مربوط به عرضه و سایر تحولات منطقه‌ای نیز در آن نقش داشته‌اند.

برای ایران، قیمت بالاتر نفت لزوماً به معنای درآمد بیشتر نیست. اگر امکان صادرات و دریافت پول محدود باشد، افزایش قیمت جهانی نفت ممکن است نتواند کاهش حجم فروش را جبران کند.

برای اقتصاد جهانی نیز پیامدهای احتمالی شامل افزایش هزینه انرژی، فشار بر هزینه حمل‌ونقل و تشدید نگرانی‌های تورمی است؛ البته شدت این اثرات به مدت و گستره اختلال در عرضه انرژی بستگی دارد.

منبع: رویترز، ۱۲ اکتبر ۲۰۲۶ ـ افزایش تقاضا برای دلار در پی تنش‌های خلیج فارس

 

۸. آیا باید انتظار فروپاشی اقتصاد ایران را داشت؟

بر اساس اطلاعات منتشرشده در رویترز، می‌توان از یک بحران اقتصادی شدید و فشار فزاینده بر خانوارها سخن گفت. اما «فروپاشی اقتصادی» تعبیری بسیار قوی‌تر است و برای استفاده از آن باید شواهد گسترده‌تری وجود داشته باشد.

برای بررسی این احتمال، دست‌کم پنج شاخص اهمیت دارند:

  • استمرار یا توقف صادرات نفت و دسترسی به درآمد آن؛
  • توانایی بانک مرکزی در تأمین ارز و مدیریت بازار؛
  • روند تورم و نرخ ارز در ماه‌های آینده؛
  • وضعیت شبکه بانکی و پرداخت‌های داخلی و خارجی؛
  • توان دولت در تأمین کالاهای ضروری و انجام تعهدات مالی.

اگر صادرات نفت محدود بماند، ریال همچنان تضعیف شود و انتظارات تورمی مهار نشوند، احتمال تشدید رکود و افت قدرت خرید افزایش خواهد یافت. در مقابل، بهبود دسترسی به منابع ارزی یا کاهش تنش‌ها می‌تواند بخشی از فشار را کاهش دهد.

در حال حاضر، شواهد گزارش‌شده برای توصیف وضعیت به‌عنوان بحران شدید اقتصادی کافی‌اند، اما برای پیش‌بینی قطعی فروپاشی اقتصاد یا تعیین زمان آن کافی نیستند.

نتیجه‌گیری نهایی

گزارش‌های رویترز در اکتبر ۲۰۲۶ سه علامت جدی را برجسته می‌کنند: کاهش حدود ۳۵ درصدی ارزش ریال از ژوئیه، تورم سالانه ۷۳٫۶ درصدی در سپتامبر و توقف گزارش‌شده صادرات دریایی نفت خام ایران در بازه مورد اشاره.

در کنار این آمار، مداخله ارزی بانک مرکزی و اختلاف دیدگاه میان مقام‌های آمریکایی و ایرانی درباره میزان تاب‌آوری اقتصاد نشان می‌دهد که بحران تنها یک مسئله مربوط به نرخ ارز نیست؛ بلکه به درآمدهای ارزی، تجارت خارجی، اعتماد عمومی و توان سیاست‌گذاری اقتصادی نیز مربوط می‌شود.

جمع‌بندی تحلیلی: مهم‌ترین پرسش برای ماه‌های آینده این نیست که آیا ریال تحت فشار قرار گرفته است؛ داده‌های رویترز نشان می‌دهند که چنین فشاری وجود دارد. پرسش اصلی این است که آیا ایران می‌تواند درآمدهای ارزی خود را حفظ کند، انتظارات تورمی را مهار کند و از انتقال بحران ارزی به رکود عمیق‌تر در تولید و معیشت جلوگیری کند.

برای پسندیدن ابتدا وارد شوید
انتشار
تلگرام لینکدین فیس‌بوک واتس‌اپ
کپی شد!